حوض نقاشی

امام زمان بچه ها

اول :

داشتیم سفالگری می کردیم ، یکشنبه 2 روز قبل از نیمه ی شعبان

از بچه ها پرسیدم : بچه ها ! نیمه شعبان سالن اجتماعات جشن نداریم !؟

معین با تعجب گفت :مگه نیمه شعبان چه خبره!؟

رو کردم به بچه ها : بچه ها ! چه خبره!؟

-          تولد!

-          تولد کی!؟

-          امام دوازدهم!

آرش گفت : اگه تولدشه پس چرا ما را خونه شون دعوت نکرده!؟

امیر مهدی داشت شمعدان می ساخت، سرش را زیر انداخت و گفت کاش می شد مجسمه ی امام زمان را درست کنیم!

برام جالب بود،گفتم:مجسمه ی امام زمان واسه چی!؟

گفت تا بهش سنگ بزنیم!!!

چشمام از تعجب داشتند از حدقه بیرون می زدن! نگاش کردم!

واسه چی!؟واسه چی می خوای به مجسمه ی امام زمان سنگ بزنی!؟ لب گزید و گفت آخه ما را تولدش خونه شون دعوت نکرده!

آرش پرید وسط حرفش و گفت:راستی میشه تلفنی هم بهش هدیه بدیم!؟زنگ بزنیم و هدیه بدیم!؟ خوبه دیگه !؟

معین انگار که یه حقیقت بزرگ را کشف کرده باشه رو کرد به امیر مهدی و گفت:

امیر مهدی ! راستی ما باید تا ظهور امام زمان زنده بمانیم ها!

آرش خندید و گفت چرا!؟

معین گفت:آخه وقتی ظهور کنه لابد ما را جشن تولدش دعوت می کنه دیگه....

بچه ها با هم زدند زیر خنده و من به این فکر می کردم که آیا اشتیاق ظهور خالصانه تر از این هم ممکنه!؟

دوم :

ما نا دختر کوچولوی 5 ساله من

پر از ایده بود و خلاقیت ، هر روز با یک کاردستی ابتکاری می آمد سر کلاس ، یک روز یک تسبیح لای دستمال کاغذی گذاشته بود و مثل نقل با روبان بسته بود یه روز دیگه با کاغذ و نخ یه بادبادک زیبا درست کرده بود و همه ی اینها را هدیه میاورد واسه ی من.

از بس هیجان داشت روزی 2 تا 3 تا نقاشی می کشید ، شاید این همه هنر و ابتکار و خلاقیت را از پدر هنرمند و شاعرش استاد ضیاالدین شفیعی به ارث برده بود.

مانا تنها کسی بود که من را خاله رنگی صدا می زد ! می گفت: آخه خاله تو مثل رنگین کمان لباس می پوشی هفت رنگ هفت رنگ

موضوع نقاشی تولد امام زمان و فرشته ها را شاید به صد تا بچه ی 4 تا 6 ساله تا به حال داده باشم. مانا اما متفاوت کشید. پاستل سفید را دستش گرفت و شروع کرد به کشیدن گفتم : خاله روی برگه سفید با پاستل سفید که دیده نمی شه!

گفت : خاله من فقط سفید میکشم
.پرسیدم چرا؟جواب داد : چون فرشته ها فقط سفیدند ! سفید سفید

گذاشتم اونجوری که می خواد بکشه ، خودش یه تکنیکه . با اکولین صفحه را رنگ زدیم و فرشته ها پیدا شدند.

این هم نقاشی مانا سادات عزیز به مناسبت میلاد امام زمان

تقدیم به همه ی شما عزیزان

همین


 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مرداد 1389ساعت 15:41  توسط فاطمه سادات میر محمد صادقی   |